تبليغاتX
زیگ زاگ های ذهنی یک خبرنگار

زیگ زاگ های ذهنی یک خبرنگار

ما فرزندان میانه ی تاریخیم.بی هیچ هدف و جایگاهی،بی هیچ جنگ بزرگی...

پی نوشت


به اعضای ستادِ انقلاب فرهنگی رک و راست گفته بود فرهنگ، انقلاب برنمی‌دارد.

سیروس علی‌نژاد و سیمین روشن، [مقدمه‌ی گفتگو با محمدرضا باطنی] در مجله‌ی بخارا، ۷۲و ۷۳ (مهر ـ دی ۱۳۸۸)
ص ۲۴



پ.ن: لانگ شات 


+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1390ساعت 11 AM  توسط Fatima.h  | 

بی حرف


باران، نماز شکر دارد. نقطه سرخط . 


+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آبان1390ساعت 0 AM  توسط Fatima.h  | 

پی نوشت


بعد یه روز، داستانت می شه داستان اون فیل که توی جنگل کنار دوستاش وایساده بود. یکی از حیوونا یه جک تعریف می کنه و همه می خندن ولی فیل نمی خندیده. فرداش می یان می بینن فیل داره قهقهه می زنه، می گن ماجرا چیه ؟ می گه تازه فهمیدم جک دیروز چی بود. 


پ.ن: نگین چرا بعضی آدما توی موقعیت های گریه، گریه نمی کنن. بعضی آدما رو روزای بعدش برید نگاه کنید. 


+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 6 PM  توسط Fatima.h  | 

ترک های 33 پل، به ما چه !!

 

فرافکنی به سبک عمه جان

باید 1000 سال پیش می گفتید که 33 پل ترک دارد!!

 

در یک مهمانی خانوادگی و در پی یک اتفاق، مادر بنده از سر دلسوزی و نصیحت به عمه جان فرمودند: دخترتان را زیادی لوس بار آورده اید و باید مواظب تربیتش باشید.

عمه جان هم که ترش کرده بودند، در جا و بدون لحظه ای تأمل، فرمودند: واااا، دختر شما هم که خیلی لوس بار آمده و باید مواظب تربیتش باشید.

مادر بنده سکوت کرد نه از آن جهت که در سکوت به نحوه تربیت دخترش فکر کند، بلکه از آن جهت که وقتی کسی گوش هایش را بر روی پند و نصیحت دلسوزانه دیگران می بندد، باید گذاشت تا به طرف سنگ مذبور حرکت کرده و سرش سفت به آن بخورد.

حکایت، با اندکی چپ و راست، برمی گردد به ماجرای ترک خوردن سی و سه پل و واکنش های سازمان میراث، شهرداری اصفهان و خبرنگاران .

خبر ترک خوردن سی و سه پل که منتشر شد، خیلی ها را برای بار چندم، برای نجات سی و سه پل به فکر فرو برد. شکایت های خوابیده دوباره بیدار شد. انجمن ها و کمپین های زیر خاکستر، روشن شدند و مصاحبه ها و گزارش ها از سر گرفته شد.

خبرنگاران نه در پی اثبات خود بودند و نه در پی گرفتن حق السکوت و نه در پی لی لی و بچه بازی !! . حکم همان حرفای مادر را داشتند. از سر نصیحت و دلسوزی و صد البته با احساس مسئولیتی ده ها برابر مسئولین میراث و شهری.

واکنش ها اما جالب تر از حد تصور آنانی بود که حکایت مادر و عمه جان را نشنیده بودند. مسئولین شهری شروع به انتشار اخباری مبنی بر " هه، خودتان هم که بعله ! " یا " هه، بقیه پل ها رو ندیدین" یا " آدرس گنج نخودهای سیاه پیش ماست" یا ...

گزارش تصویری رفتند، از تمام پل های تاریخی اصفهان، تک تک ترک ها و درزها و جرز دیوارهایش را نشان دادند و داریوش خان حیدری، عضو شورای فنی سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان و کارشناس مرمت سی و سه پل را آوردند که بگوید : " خبرنگارانی که ترک ها و جرز های سی و سه پل را در بوق کرده اید، باید 20 سال پیش می آمدید و می گفتید و البته ما حتما در آن موقع به حرف شما گوش می دادیم. نه حالا که همه پل ها داغون شده اند. برید پی لی لی و بچه بازیتان و بگذارید ما پول خوش خدمتی مان را بگیریم!! " 

حرف های این کارشناس خبره و البته بی طرف!! به همین جا ختم نشد، بلکه به خبرنگاران توصیه کردند: هی الکی هرچه می شود را نندازید گردن آن تی بی ام صاب مرده که خودش هم نمی داند کجاس، بلکه بروید دنبال نخود های سیاه که در حال گندیدن هستند و آدرس و نقشه اش هم در حیاط خانه تان، 5 قدم به راست، 2 پرش بلند به جلو،  1 قدم مورچه ای به قدم، آها ایناهاش، برگه افزایش حقوق!! ببخشید، اشتباه شد. همانجاهاس ،بگردید، پیدا می کنید "

همچنین توصیه فرمودند: هی نروید با یک مشت ناکارشناس، مصاحبه بکنید و حرف های ما را خنثی نمایید، لامصبا ما اینجا خاک صحنه خوردیم، چارتا پیرهن بیشتر پاره کردیم تا 4 تا حساب بانکی بیشتر باز کنیم. بیایید. خودمان برایتان قصه کرد شبستری بگوییم!!"

القصه که چه این ترک ها به مترو ربط داشته باشد و چه به 20 سال قبل بازگردد، باز می شود همان حرف خبرنگاری که می گفت: هر اتفاقی که در آینده برای 33 پل بیفتد، هیچکدام از مسئولینی که امروز از طرح مترو در کنار سی و سه پل دفاع می کنند، فردا برای پاسخ گویی پیدایشان نمی شود. 

 

پ.ن: عضو شورای فنی سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان:

می خواستید ۶ سال قبل ترک های سی و سه پل را ببینید

به داد سنگ های دوره صفویه برسید


پ.ن 2: گزارش تصویری برای خبرنگاران ناآگاه !!


پ.ن 3 : اصطلاح فرافکنی در روان‌کاوی کاربرد دارد؛ در آن فرافکنی یکی از ساز و کارهای پدافندی(دفاعی) در برابر نگرانی به شمار می‌رود. در این معنی خواسته‌ها و انگیزه‌های ناپذیرفتنی که بازشناخت آنها در «خود»، ممکن است موجب ناراحتی شود، به دیگران نسبت داده می‌شود. «این وسیله پدافندی به طور کامل در جهت عکس درون‌فکنی می‌باشد و اساس آن از این قرار است که فرد می‌کوشد تا تمایلات نامناسب و ناپسند خویش را به دیگران نسبت دهد و در نتیجه خود را عاری از هرگونه عیب و نقص بداند و خود را از احساس گناه، برهاند. با این وسیله پدافندی، فرد در مورد دیگران با مقیاس خویش قضاوت می‌کند. ( ویکی پدیا)

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 1 PM  توسط Fatima.h  | 

ملا و شراب فروش


ایمان کاربردی 


سرمایه داری در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.

ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.

یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید.

ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.

اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید، صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد خسارت خواست !

ملا و مومنان چنین ادعایی را نپذیرفتند !

قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟! سخن هر دو را شنیدم :

- یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند !

وسوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد …!


پ.ن: پائولو کوئیلو

پ.ن: کمی به خودمان نگاه کنیم 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 شهریور1390ساعت 1 AM  توسط Fatima.h  | 

روحش شاد و یادش گرامی


دیشب ماه و آسمون به طرز خیره کننده ای زیبا بودن وتا یک ساعت نمی تونستم چشم از آسمون بگیرم. توده ابری که از جلوی ماه رد می شد زیباییشو چندین برابر کرده بود. یکی از زیباترین آسمونایی بود  که تابحال دیده بودم و از بس که آسمون زیبا بود به خودم گفتم، خوش به حال هرکسی که توی این شب زیبا میمیره .

امشبم اما دست کمی از شب گذشته نداره، ماه و آسمونو ابرها با این زیباییشون انگار تصمیم گرفتن آدم ها رو به جنون بکشند با این تفاوت که گلوی من بغض داره و دلم گرفته ...

محسن گلشنی، پیشکسوت مطبوعات اصفهان، روحش شاد و یادش گرامی




عکس آرشیده شاهنگی

عنوان عکس :  آسمون امشب مال تو ...

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 2 AM  توسط Fatima.h  | 

جنایت های ماندگار

 

فاجعه ای با ۱۳۳ درصد رشد


تحليل حادثه خميني شهر اصفهان، در صلاحيت هيچ جايگاه ويژه‌اي نيست زيرا چه كسي به تنهايي مي‌تواند ادعا كند ابعاد جامعه شناختي، روان شناسانه، عوامل اقتصادي، امنيت اجتماعي، فرهنگ تربيتي، مذهب، خاستگاه اجتماعي، گذشته افراد و حتي بافت ويژه منطقه در اين اتفاق تاثيرگذار نبوده است؟ كه البته اكثر اين موارد از سوي بسياري مقامات و در واكاوي اين فاجعه مدنظر قرار نگرفت و تنها عواملي مانند حجاب و پوشش مورد بحث قرار داده شد. در فاجعه غيرقابل باور خميني شهر با مجموعه عواملي در هم تنيده روبه‌رو هستيم كه همين امر نيز پرداختن به موضوع را به مراتب حساس‌تر و پيچيده‌تر مي‌كند.
فاجعه يك شبه اتفاق نمي‌افتد. كمين كرده‌اي هميشگي است. كوته‌بينانه است اگر آن را محدود و مقطعي جلوه دهيم.
فرمانده انتظامي استان اصفهان آن‌طور كه در سايت‌هاي خبري آمده‌ است، اعلام كرد آمار تجاوز به عنف در اصفهان تنها و تنها طي يك ماه گذشته 133 درصد رشد داشته است. در اين خصوص ذكر چند نكته ضروري است. اول اينكه آيا عامل همه اين رشد 133 درصدي، عدم رعايت حجاب يا شركت در ميهماني بوده است يا اينكه فاجعه قوت گرفته‌تر از اين حرف‌هاست.
دوم اينكه چرا اين آمار پس از چنين فاجعه‌هايي اعلام مي‌شود؟ شايد در جواب بگوييم ترس از اختلال در آرامش جامعه و نگران شدن خانواده‌ها اما رشد بالاي 130درصد طي يك ماه را نمي‌توان به خاطر بر هم نزدن آرامش مردم پنهان كرد. مردم در اين موارد بايد هوشيار باشند نه آرام! اين آرامش مهلك است.
موضوع بعدي اعلام روايت‌هاي متفاوت از اين حادثه، در مواردي چون ارايه تعداد نفرات، جزييات حادثه و نظير آن است. همين تناقض در موارد جزيي است كه اذهان عمومي را به سمت اين پرسش ناخواسته و تلخ مي‌كشاند كه چه واقعيت‌هاي گفته نشده و خطرناك ديگري در پشت پرده وجود دارد.
سوال بعدي درباره نقش رسانه‌هاست چرا برخي با انتقاد از رسانه‌ها اعلام مي‌كنند، رسانه‌ها مردم را نترسانند و جامعه را ملتهب نكنند؟ آيا شايعه‌اي كه دهان به دهان پخش مي‌شود، ترسناك‌تر از اطلاع‌رساني معمول رسانه‌اي نيست؟ پس چرا آنچه را در بستر رسانه اتفاق مي‌افتد، به خوبي جهت نمي‌دهيم تا مردم به جاي صدها روايت غيرواقع با يك واقعيت يكسان روبه‌رو شوند؟ در جريان اين واقعه موضوع تا قطع نخاع يكي از زنان و استفاده از پنجه بوكس توسط مردان نيز پيش رفت و از هيچ شايعه‌اي دريغ نشد. در حالي كه رسانه بسيار عقب‌تر از شايعه‌ها بود.


پ.ن: نفیسه قانیان. روزنامه شرق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 2 PM  توسط Fatima.h  | 

هوای روی تو


یک روز

این شهر پر مناسبت را می گذارم و می روم

طاقت می خواهد جواب این سوال چندباره

" هدیه روز پدر چه خریده ای ؟ "

...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 خرداد1390ساعت 12 PM  توسط Fatima.h  |